Considerations To Know About بت
Wiki Article
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است ) • فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
صفحههایی برای ویرایشگرانی که از سامانه خارج شدند بیشتر بدانید مشارکتها
زبان های تُخاری�شاخه ای منقرض شده از خانوادهٔ�زبان های هندواروپایی�بودند که در هزارهٔ اول پس از میلاد در شمال�حوضه تاریم�در منطقه�سین کیانگ�چین�توسط�تخارها�گویش می شدند.
↑ ««حمید نعمتالله» برای «رُخ» مجوز گرفت/ «احسان علیخانی» به سراغ «باد سرد شمالی» میرود».
[ویکی فقه] بُت ، تمثال یا پیکره ای (از ایزد، شخص و یا جانوری ) که به اعتقاد برخی از ادیان از جهاتی تقدس و جنبه الوهیت یافته است و واجد قدرتهای فوق طبیعی شناخته می شود.
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
ویکیپدیا® علامتی تجاری متعلق به سازمان غیرانتفاعی بنیاد ویکیمدیا است.
ایرانیان زرتشتی بوداییان را از آن روی که تندیسهای بودا را در " بهار" های خویش می نهاده اند و می پرستیده اند بت می شمرده اند و از سایت شرط بندی فوتبال آنجا واژه ی بت که کاربردی کهن نیز ندارد، می تواند بود که از نام بودا برامده باشد . در بندهشن نیز بت دیوی است که بوداییانش می پرستند .
↑ «حمید نعمتالله متقاضی ساخت «بُت» شد». ایسنا. ۲۰۲۳-۰۵-۲۳. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۲-۰۲.
↑ «چهارمین همکاری لیلا حاتمی و حمید نعمتالله». همشهری آنلاین. ۲۰۲۴-۱۱-۱۳. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۳-۱۲.
" إِنْ كَانَ عِنْدَكَ مَاءٌ بَاتَ فِي شَنٍّ فَٱسْقِنَا وَإِلَّا كَرَعْنَا " . قَالَ عِنْدِي مَاءٌ بَاتَ فِي شَنٍّ . فَٱنْطَلَقَ وَٱنْطَلَقْنَا مَعَهُ إِلَى ٱلْعَرِيشِ فَحَلَبَ لَهُ شَاةً عَلَى مَاءٍ بَاتَ فِي شَنٍّ فَشَرِبَ ثُمَّ فَعَلَ مِثْلَ ذَٰلِكَ بِصَاحِبِهِ ٱلَّذِي مَعَهُ .
الصفحة الرئيسة عشوائي بالقرب من هنا دخول الإعدادات تبرع حول ويكيبيديا إخلاء مسؤولية
ظاهر کمک مالی ساخت حساب ورود ابزارهای شخصی کمک مالی
(بُ ) ( اِ. ) ۱ - تندیسی ساخته شده از سنگ ، چوب ، فلز یا هر چیز دیگر به شکل انسان یا حیوان که به جای خدا مورد پرستش قرار بگیرد. معبود. ۲ - معشوق .
↑ ««بُت» حمید نعمتالله به جشنواره فجر نمیرسد
" ʔin kāna ʕindaka māʔun bāta fileī šannin fasqinā waʔunwellā karaʕnā " . qāla ʕindī māʔun bāta fileī šannin .